تبليغاتX
* بنام حکم فرمای شهر عشق * -


* بنام حکم فرمای شهر عشق *

فانوس





















         
           
 

                             سلام دوستای خوبم 

                  

                           عکسای قشنگین نه؟؟                             

                Pause for Thought Art Print by William Adolphe Bouguereau

 

          

          

 

 
بنده ی من نماز شب بخوان و آن
 یازده رکعت است.
 
خدایا !خسته ام!نمی توانم.
 
 بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک
 رکعت نماز وتر بخوان.
 
خدایا !خسته ام برایم مشکل است
 نیمه شب بیدار شوم.
 
 بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت
 را بخوان
 
خدایا سه رکعت زیاد است
 
 بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر
 بخوان
 
خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه
 دیگری ندارد؟
 
 بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و
 رو به آسمان کن و بگو یا الله
 
خدایا!من در رختخواب هستم اگر
 بلند شوم خواب از سرم می پرد!
 
بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای
 تیمم کن و بگو یا الله
 
خدایا هوا سرد است!نمی توانم
 دستانم را از زیر پتو در بیاورم
 
بنده ی من در دلت بگو یا الله ما
 نماز شب برایت حساب می کنیم
 
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد
 
ملائکه ی من! ببینید من انقدر ساده
 گرفته ام اما او خوابیده است
 
 چیزی به اذان صبح نمانده، او را
 بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است
 
 امشب با من حرف نزده
 
خداوندا! دوباره او را بیدار
 کردیم ،اما باز خوابید
 
ملائکه ی من در گوشش بگویید
 پروردگارت منتظر توست
 
پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود،
 اذان صبح را می گویند
 
 هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من
 بیدار شو نماز صبحت قضا می شود
 
خورشید از مشرق سر بر می آورد
 
خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
 
 او جز من کسی را ندارد...شاید توبه
 کرد... 
 

 


 
زنگ دنیا
 
خدا می داند که آخرین زنگ دنیا کی می خورد، ولی آن روز که آخرین زنگ دنیا خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه دم کسی را دید . آن روز فقط تویی و کارنامه ات و معدل نگاه و نیت ... و دست و زبانی که علیه تو شهادت می دهند
و آن روز تازه می فهمی که دنیا با همه ی بزرگی اش از جلسه ی امتحان هم کوچکتر بوده و می بینی که در کنار هر لحظه ات فرشته هایی ممتحن بوده اند که هر چه می نوشتی، می نوشتند
خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد ، روی تخته سیاه قیامت اسم تو را جزء خوب ها بنویسند. خدا کند که حواست بوده باشد و زنگ های تفریح آن قدر توی حیاط نمانده باشی که حیات از یادت رفته باشد
خدا کند دفتر زندگیت را جلد کرده باشی و بدانی که دنیا چرک نویسی بیش نیست....
خدا می داند آخرین زنگ دنیا کی می خورد و آن وقت است که می فهمی زندگی عجب سؤال سختی بود. سؤالی که بیشتر از یک بار نمی توان به آن جواب داد...
 
 
              Click to view full size image
 
نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 11:34 AM توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin