* بنام حکم فرمای شهر عشق *
فانوس
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره دیگه هیچ بچه ای پا شو روی مین جا نمی زاره همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن تو روزنامه نمی خونیم نهنگا خودکشی کردن جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و طابوت جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانست تمام جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس کسی آقای عالم نیست برابر با همند مردم دیگه سهمه هر انسانه تنه هر دونه گندم بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا... او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ي داخل ان را خواند: " دخترک عزيزم، عصر امروز به خانه ي تو مي ايم تا تو را ملاقات کنم . با عشق ، خدا " دخترک همان طور که با دست هاي لرزان نامه را روي ميز مي گذاشت. با خود فکر کرد که چرا خدا مي خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمي نبود. در همين فکرها بود که ناگهان کابينت خالي آشپزخانه را به ياد آورد و با خود گفت: : من که چيزي براي پذيرايي ندارم!". پس نگاهي به کيف پولش انداخت . او فقط هزار و صد تومان داشت. با اين حال به سمت فروشگاه رفت و يک قرص نان فرانسوي و دو بطري شير خريد. وقتي از فروشگاه بيرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقيري را ديد که از سرما مي لرزيدند. مرد فقير به دخترک گفت:" خانم ، ما خانه و پولي نداريم. بسيار سردمان است و گرسنه هستيم. ايا امکان دارد به ما کمکي کنيد؟" دخترک جواب داد: "متاسفم، من ديگر پولي ندارم و اين نانها هم براي مهمانم خريده ام." مرد گفت: " بسيار خوب خانم ، متشکرم" و بعد دستش را روي شانه ي همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند. همان طور که مرد و زن فقير در حال دور شدن يودند، دخترک درد شديدي را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دويد: " اقا خواهش مي کنم صبرکنيد" وقتي دخترک به زن و مرد فقير رسيد، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روي شانه هاي زن انداخت. مرد از او تشکر کرد و برايش دعا کرد. وقتي دخترک به خانه رسيد يک لحظه ناراحت شد چون خدا مي خواست به ملاقاتش بيايد و او ديگر چيزي براي پذيرايي از خدا نداشت. همان طور که در را باز کرد ، پاکت نامه ديگري را روي زمين ديد. نامه را برداشت و باز کرد: " دخترک عزيز، از پذيرايي خوب و کت زيبايت متشکرم، با عشق ، خدا " قناري بيچاره کلاغها را هم نميشناخت. همان شب او پدر بزرگش را در خواب ديد که روي شانهاش يک قناري نشسته بود... این مطلبو از وبلاگ گرفتم بهتون توصیه می کنم حتما یه سری به این وبلاگ بزنین مطمئنم که تموم شعراش به دلتون میشینه همونطور که به دل من نشست اینم یه متنی از همین وبلاگه: آدم وقتی عاشق شد حتی يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره اگه اين كارو كرد اون عشق نيست آدم وقتی عاشق شد چشمش خود به خود روی همه بسته ميشه اگه نشد اون عشق نيست آدم وقتی عاشق شد فقط صلاح و خوبي عشقش رو ميخواد اگه غير از اين بود اون عشق نيست آدم وقتی عاشق شد يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره اگه غير از اين شد اون عشق نيست آدم وقتي عاشق شد نميتونه با بهونه هاي بيخودي عشقش رو ترك كنه چون تو عاشقي هيچ بهونه اي پذيرفتني نيست... با حسرت به آن ها نگاه کرد و از ته دل آه کشيد... آن ها کودک را روي تاب گذاشتند. خدايا! چه مي ديد؟! پسرک عقب مانده ي ذهني بود. با نگاه به جستجوي فرزندش پرداخت، او را يافت که با شادي از پله هاي سرسره بالا مي رفت. چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد... عاشقت هستیم چون دستای پر مهرت وقتی که نیازمند آرامشیم پناه ماست... عاشقت هستیم چون همیشه به آینده فکر می کنی و تموم تلاشت برای ساختن آینده بهتر ماست... عاشقت هستیم چون حامی و پشتیبان مایی چون خدا مسئولیت حمایت از ما رو به دوش تو گذاشته... عاشقت هستیم چون همیشه تو حساب و کتابی که یه وقت تو زندگی کم و کسری نداشته باشیم... عاشقت هستیم چون تموم دغدغت راحتی ماست... عاشقت هستیم چون از صبح تا شب تلاش می کنی فقط برای فراهم کردن و رفع نیازهای ما... پدر یعنی دستی که زبر است اما مهربانی نا محدود دارد پدر يعني كـارِ مُمتَد و بيوقفه پدر یعنی خدای روی زمین برای مادر پدر یعنی پشتیبان دوست رفیق پدر مهربانی را از تو آموختم

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته![]()
![]()
ظهر يک روز سرد زمستاني ، وقتي دخترک به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه اي را ديد که نه تمبري داشت و نه مهر اداره ي پست روي آن بود. فقط نام و آدرسش روي پاکت نوشته شده بود. ![]()

پدر بزرگش هميشه ميگفت نگهداشتن پرنده در قفس گناه دارد.
به خاطر شادي روح پدر بزرگش، قناري را از قفس آزاد کرد. قناري نميدانست که بايد چکار کند، روي شاخه درخت نشست و شروع کرد به خواندن ولي آوازش همان آواز داخل قفس بود، خواست به داخل قفس برگردد و غذا بخورد ولي ديگر قفسي وجود نداشت.![]()

سلام به دوستای گلم امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید از تک تک شما ممنونم که بهم سر می زنین و نظر می دین
![]()
امیدوارم خوشتون بیاد..نظر یادتون نره![]()
![]()

خدایا
به من مجالی بده تا بنده بودن بیاموزم و بندگی ات کنم
تو بی نیازی و من نیازمند لطف و کرمت
تو مهربانی و من دلخوشم به مهربانی تو
دست بندگی من را بگیر و تنهایم مگذار که بی تو مأمنی ندارم
در این دنیا هر چه بدست آوردم
تنها اندک زمانی باعث دلخوشیم شد
و دانستم هیچ کس مانند تو دوستم نداشته و ندارد
و هیچ کس مانند تو به پایم نمی ماند
نه خانواده ام و نه دوست و آشنایم
و حتی همسری که با من عهد و پیمان ابدی می بندد
و فرزندی که از شیره ی جانم به او خواهم داد
و با من چیزی نمی ماند جز عطش یاد تو
و با خود وجبی از خاک دنیا نخواهم برد، جز اعمال نیک و بد خویش
به این یقین رسیده ام که دنیا محل گذر است
دنیا محلی است که نباید به آن دل ببندی
نباید از غمش سینه بدری
و از شادی اش سر از پای نشناسی
که همه و همه گذراست و آنچه می ماند بهای بودن با توست
واین حقایق را عمر گرانمایه به من آموخت
و این ندای جانم خواهد شد که :
با تو بودن خود نشان زندگیست
بی تو در دم جان دهم خود زندگیست
تو را بیشتر از پیش دوست دارم
و به بنده بودنت می نازم
ای مهربانترین مهربانان
و من می خواهم با تو بمانم
ای خالق وجود
ای بی همتا
و ای رحم کننده ترین رحم کنندگان
بپذیر بندگی ام را ،
ای بی مانند
و بیاموز به من راه بنده بودن را ،
ای بی نهایت
تا شرمسار از روز حساب نباشم
و با شوق ترک دنیا کنم! ![]()

روي نيمکت پارک نشسته بود و به لباس هاي کهنه ي فرزندش و تفاوت او با بچه هاي ديگر نگاه مي کرد، ماشين گران قيمتي جلو پارک ايستاد و مرد شيک پوشي از آن پياده شد و با احترام در ماشين را براي همسرش که پسرکي در آغوش داشت باز کرد. ![]()

خوشحالي يک وضعيت خاص ذهني است. هر فردي در زندگي خود روزهايي را تجربه نموده که برايش خوشايندنبوده است. اما ناخرسندي مزمن مي تواند سلامتي شما را تحت تاثير قرار دهد. به جز هرگونه مشکلات پزشکي يا افسردگي هاي بلندمدت که نيازمند تجويزهاي طبي ومساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانيد ميزان خوشحالي خود را کنترل نماييد.به خوشحال بودن فکر کنيد تا احساس و ظاهر بهتري به دست آوريد. دراين قسمت نکته هايي وجود دارند که شما را در اين کار ياري مي نمايند:
خوش بين باشيد ![]()
به زندگي با ديدي مثبت نگاه کنيد تا خود را به دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي کهنصيبتان خواهد شد،متعجب سازيد. به ياد داشته باشيد که افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود کنند.
ديد وسيعي داشته باشيد ![]()
اجازه ندهيد مسائل کوچک شما را آشفته نمايد. براي رسيدن به هدف خود پايدار و مقاوم باشيد. به سرانجام و پاداش تلاشتان فکر کرده و از ناخرسندي بهخاطر مسائل کم اهميت دوري نماييد.
سپاسگزار باشيد
از ديگران قدرداني کنيد. به شخصدرمانده ايکه در خيابان از مقابلش رد مي شويد، چند سکه کمک نموده و از اينکه زندگي مسرت بخشي داريد شکرگزار باشيد.
از زندگي لذت ببريد ![]()
به کارهايي مبادرت نماييد که از انجام دادن آنها لذت مي بريد .براي خود يک اولويت قائل شده و آنچه را که دوست داريد انجام دهيد.
از جسم خود مراقبت نماييد ![]()
خوب بخوريد و ورزش کنيد. کمي بدويديا در يک بازي ورزشي شرکت کنيد. همراهي نمودن يک تيم به عنوان يک عضو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فکر شما مفيد خواهد بود.
برنامه هايخود را تغيير دهيد
برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جديدي پيدا کنيد. مرز مشخصي بين کار و تفريح ايجاد نماييد. براي فعاليتهاي سرگرم کننده و يا تفکر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.
با مردم در تماس باشيد ![]()
براي يکي ازآشنايان ايميلي ارسال نموده، يا با افراد فاميل و يا دوستان خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.
خلاق باشيد ![]()
روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممکن است شاملکاردستي باز سازي، نقاشي، ترسيم کاريکاتور، نويسندگي و ... باشد. مهم نيست که چقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي کنيد، اگر زماني را براي انجام فعاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.
براي خود همدمي پيدا کنيد
تقسيم نمودن تجربيات با ديگران، خوشحالي شما را افزايش خواهد داد.
تخيل کنيد
آرزوها و بلند پروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چيزهايي براي انتظار کشيدن، و جايي براي متمرکز کردن انرژي خود خواهيد داشت.
بخشنده باشيد
شايد زمان آن فرا رسيده باشد که کسي ( ياخودتان ) را به خاطر چيزي که اتفاق افتاده و يا گفته شده مورد بخشايش قرار دهيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پذيرفته و فراموش کنيد. بدانيد که نمي توانيد زمان را به عقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شکست هاي گذشته دوباره به دست آوريد.
براي شاد بودن تلاش کنيد!

چرا عاشقت هستیم؟!![]()
" تو یک پدر فوق العاده ای "![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

پدر سادگی را در نگاه تو دیدم
پدر صداقت را از کلام تو شنیدم
همان طور که به رحمت الهی برای بخشش گناهامون امیدواریم به گذشت تو نیز از خطاهامون امیدواریم پس ای عزیزترینم بچگی هامونو ببخش و به دست فراموشی بسپار...
پدر قسم به قطره قطره ی عرق پیشانی ات، قسم به تپش قلب مهربانت، قسم به احساس قشنگ پدرانه ات، تا ابد دوستت دارم و به دستان خسته ات با افتخار بوسه می زنم، باشد که بتوانم حرمت واژه عشق را نگه دارم و بگویم عاشقانه دوستت دارم...
پدرای خوب و مهربون روزتون مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |



