تبليغاتX
* بنام حکم فرمای شهر عشق *


* بنام حکم فرمای شهر عشق *

فانوس





















 

                                به هیچ وجه خدا را لمس نکردم

                       ولی خدایی که قابل لمس باشد دیگر خدا نیست

                               اگر هر دعایی هم اجابت کند همین طور

        همان جابودکه برای نخستین بارحدس زدم که عظمت دعا بیش ازهرچیز

                       در این نهفته است که پاسخی به آن داده نمی شود

                         و زشتی و سوداگری را به این مبادله راهی نیست

                       این را هم دریافتم که آموختن دعا آموختن سکوت است

                            و عشق فقط از جایی شروع می شود که دیگر

                      هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد

                                     عشق تمرین نیایش است...

....من عاشق این عکسم.... 

شما چه طور...؟؟؟؟

 

 

من به آمار زمین مشکوکم اگر این شهر پر از آدم هاست پس چرا این همه دلها تنهاست..؟؟!!!

 

آدم برفی تنها یک پا دارد و چشمانش دکمه و پیراهنش کهنه و پاره...اما همیشه می خندد...

 

دوست داشتن شنا کردن در دریای زندگیست و عشق غرق شدن در این دریاست پس بیایید دوست داشته باشیم و از زندگی لذت ببریم...

 

عشق مثل جاده خاکیه٬ازش رد میشی اما وقتی بر می گردی می بینی چه گرد و خاکی به پا کردی...

 

 

 

فرشته از سنگ پرسید:چرا نمی خوای خدا تو رو انسان کنه؟

سنگ جواب داد:هنوز اون قدر سخت نشدم که انسان باشم!

 

 

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:

او می گوید آری  و هر چه می خواهی به تو می دهد...

او می گوید نه و چیز بهتری به تو می دهد...

 او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد...

 

مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار...

 

زندگی حکمت اوست...زندگی دفتری از حادثه هاست...چند برگی را تو ورق می زنی ما بقی را قسمت...

 

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون معتقدند یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت...

 

هوس بازان کسی را که زیبا می بینند دوست دارند اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینند...

 

هرگز وقتت رو برای کسی که حاضر نیست وقتشو برای تو بگذرونه نگذار...

 

ضربات کوچک درختان عظیم را از پا در می آورد...

 

بزرگ ترین افسوس آدمی این است که حس می کند می خواهد اما نمی تواند و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما نمی خواست...

 

دو چیز هیچ وقت از یاد آدمی نمیره :

دوستای خوب...

روزهای خوب...

 

 

 

همه روز روزه بودن....همه شب نماز کردن...همه ساله حج نمودن ...سفر حجاز کردن...شب جمعه ها نخفتن....به خدای راز گفتن...ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن....به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن...ز مناهی و ملاهی همه احتراز کردن...ز مدینه تا به کعبه سر پا برهنه رفتن...دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن...به خدا که هیچ یک را ثمر آنقدر نباشد ...که به روی نا امیدی در بسته باز کردن...

 

 

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند

عشق بورز به آنها که دلت را شکستند

دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند

درخت باش بر غم تبرها

بپربه کوری چشم خفاشها

بهار شو و بخند

که خدا هنوز آن بالا با ماست...

 

 خوبیها را روی سنگ بنویس تا هیچ وقت از بین نرود و بدی ها را روی شن تا باد آن را ببرد...

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم. (دکتر شریعتی) 

هزاران نفر براي باريدن باران دعا کردند، اما خبر نداشتند که خدا با کودکي است که کفشهایش سوراخ است ...

تن مرد و نامرد يكي است، زمانه بايد بگذرد تا بداني مرد كيست ...

عظمت واقعی این نیست كه هرگز شكست نخورید، بلكه آن است كه هرگاه شكست خوردید، دوباره به پا خیزید ...

حضور هر کس در زندگی ما اتفاقی نیست ،خداوند در هر حضور رازی

نهان کرده برای کمال ما .

پس خوش آن روزی که دریابیم راز این حضور را ... 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت 12:58 PM توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin