* بنام حکم فرمای شهر عشق *
فانوس
ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي .. برو با دل بيا تا من بگردم... از عنکبوت میترسیم....از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم از هیولای فیلما میترسیم.....از هیولای نفس نمیترسیم از وقت کم اوردن میترسیم.....از هدر دادن آخرین وقتی که داریم نمیترسیم از تاریکی میترسیم.....از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم از گم کردن سکه هامون میترسیم.....از یه سکه پول کردن ادما نمیترسیم از لکه دار شدن لباس سفید میترسیم.....از لکه دار شدن روح سفیدمون نمیترسیم از اینکه فراموشمون کنن میترسیم....ازاینکه خدا فراموشمون کنه نمیترسیم... زندگی عجیبه چون تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه تا نخوای بری کسی نمیگه بموون تا نری کسی قدرتو نمیدونه و تا نمیری کسی نمیبخشدت... پر ميشه از كلمه هاي (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره: (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
خدايا ...
بازم به آخر نمازم رسيدم. من كه با خودم قرار گذاشته بودم نماز خوبي بخونم. اما حالا كه به سلام نمازم رسيدم ميبينم كه افكار مختلف اونقدر منو به اينطرف و اونطرف كشوندن كه اصلا متوجه نشدم كي نمازم تموم شد. حالا هم كه به آخرش رسيدم و راه پس ندارم. اين شرمندگي رو كجا ببرم...؟!![]()
الهي آمين![]()
تا خدا راهی نمانده باید رفت...
به کعبه گفتم تو از خاکي و من از خاک ، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟ ![]()
اندکی تامل...![]()
زندگی... ![]()
شا ید فردایی دیگر نباشد!!!![]()

| Design By : Night Skin |

