تبليغاتX
* بنام حکم فرمای شهر عشق *


* بنام حکم فرمای شهر عشق *

فانوس





















 

 پیامبراکرم می فرماید:                                               

در شب معراج زناني چند از امت خود را در عذابي شديد ديدم .  زني را ديدم که به موهايش آويخته شده  و مغز سرش مي جوشيد.   سؤال نمودم او چه کرده است ؟  گفتند :  او موي خود را از نا محرم نمي پوشانده است .   زني را ديدم  که گوشت بدنش را با قيچي هاي آتشين قيچي مي کردند .   گفتم او چه کرده است ؟   گفتند :  خود را به مردان نامحرم نمايش مي داده که به او رغبت کنند.

(بر گرفته از گتاب گنجهاي معنوي )

خوب؟  اينا يعني چي ؟   خود را به مردان نامحرم نمايش مي داده يعني چي ؟  اون زمان رو نمي دونم اما الآن کاملا مشخصه  ................. دختر خانمهايي که مانتوي تنگ مي پوشند و اندام خود را به نمايش ميگذارند  و باعث مي شوند پسران به آنها رغبت پيدا کنند اينها همان کساني هستند که بدن آنها را در روز قيامت  با قيچي هاي آتشين قيچي مي کنند.

ولي اگر به خاطر خدا و  زنده داشتن  گفتار  پيامبرمون و خوشحال کردن امام زمانمون  حجاب رو رعايت کنيم ............. نه اينکه مطلقا چادر بپوشيم . نه!      ولي  حجاب را رعايت کنيم  به طرزي که نظري  به سمت ما جلب نشود  .    پاداش گرانبهايي خواهيم داشت .   خود خدا فرموده :‏  هر کس به اندازه ي مثقالي کار خوب انجام بده  نتيجه اش را مي بيند و هر کس به اندازه ي مثقالي کار بد انجام بده نتيجه اش را ميبيند .

 

                                                                                   

نوشته شده در جمعه 25 مرداد1387ساعت 12:6 PM توسط فاطمه| |

 

 

جوانی عاشق شده بود. زندگیش را پدرش تامین می کرد و هنوز گرم و سرد دنیا را نچشیده بود. پدرش را می دید که راجع به این مسائل خیلی بی تفاوت بود. فکر می کرد که عقل پدرش نمی رسد و اصلا پدرش درک ندارد. می گفت: چرا پدرم عشق را نمی فهمد عاشقی را نمی فهمد؟ روزی پدرش را به ملامت کشید و از عشق خودش چیزی با او در میان گذاشت گفت:

 

" جان پدر ! تو جلوه ی خوبان ندیده ای      روی چو ماه و زلف پریشان ندیده ای "

" ننشسته ای به گوشه ای از درد عاشقی   آن دم ز در رسیدن جانان ندیده ای "

 

 خیال می کرد پدرش این چیزها را نمی فهمد و ندیده. پدرش گفت:

 

" جان پسر ! تو سفره ی بی  نان ندیده ای     جنگ عیال و گریه طفلان ندیده ای "

" ننشسته ای به گوشه ای از درد قرض خوار  آنگه ز در رسیدن مهمان ندیده ای "

 

اگر اینها را ببینی عاشقی را فراموش می کنی...

 

نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 0:9 AM توسط فاطمه| |

زیرا من یک زن هستم

 

یک پسر کوچک از مادرش پرسید چرا گریه می کنی؟ مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم.

بدها پسر کوچک از پدرش پرسید چرا مادر بی دلیل گریه می کند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنها برای همه چیز گریه می کنند.

پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمی دانست که چرا زنها بی دلیل گریه می کنند.

بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند. او از خدا پرسید: خدایا چرا زنها به آسانی گریه می کنند؟

خدا گفت: زمانی که زنها را خلق کردم می خواستم که او موجود بخصوصی باشد بنابراین شانه های او را آنقدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بکشد و همچنین شانه هایش آنقدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد من به او یک نیروی درونی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد و وقتی آنها بزرگ شدند  توانایی تحمل بی اعتنایی آنها را نیز داشته باشد.

به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن ناامید شده اند  او تسلیم نشود و همچنان پیش برود به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون اینکه شکایتی کند به او عشقی دادم که در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد. همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد و به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را می آزماید. وبه او این توان را دادم که تمامی این مشکلات را حل کند و با وفاداری کامل در کنار همسرش باقی بماند و در آخر به او اشکهایی دادم که بریزد.

این اشکها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی که به آنها نیاز داشته باشد او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد.

خدا گفت: می بینی پسرم ! زیبایی یک زن در لباسهایی که می پوشد ودر ظاهر او نیست در شیوه آرایش موهایش نیست بلکه زیبایی یک زن در چشمانش نهفته است.

زیرا چشمهای او دریچه روح و قلب اوست جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.

 

 

        بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 11:15 AM توسط فاطمه| |

موهبت

من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد

و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم.

من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد

و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنها را حل کنم.

من از خدا خواستم به من شهامت دهد

و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم.

من از خدا خواستم به من عشق دهد

و او افراد زجرکشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم.

من از خدا خواستم به من برکت دهد

و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم.

من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم، دریافت نکردم

ولی به همه چیزهایی که نیاز داشتم، رسیدم.

 

Thy Will be Done Art Print by Danny Hahlbohm

 

نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 1:7 PM توسط فاطمه| |

                          
حضرت فاطمه (س)در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودن, رسول خدا(ص) برایشان وارد شد, فرمـود: اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى, و پيامبران را شفيعت گردانى, و مومنيـن را از خود راضى كنى, و حج وعمره اى را به جا آورى. ايـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد, صبر كردم تا نمازش تمام شد, گفتـم: يا رسول الله به چهار چيز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نيستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:
چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل اين است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پيامبران پيش از من صلوات فرستى, شفاعت كنندگان تو در روز قيامت خواهيـم بود, و چون براى مومنيـن استغفار كنى , آنان همه از تو راضى خواهند شد, و چون بگـويـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى.  
       از حضرت رسول(ص) نقل شده است که: هر کس که موقعیت گناه یا شهوتی برایش بوجود بیاید و اوبخاطر ترس از خداوند عزوجل از انجام آن اجتناب کند حق تعالی آتش جهنم را بر او حرام می گرداند و او را از ترس بزرگ روز قیامت ایمن می نماید.

ازامام رضا(ع) مروریست که: هر کس که قدرت نداشته باشد برچیزی که گناهانش را از بین ببرد پس بر محمد وآل محمد بسیار صلوات بفرستد که آن گناهانش را از بین می برد.

از حضرت رسول(ص) روایت شده است که: من در روز قیامت نزد میزان هستم پس هرکس گناهانش زیاد باشد بگونه ای که کفه گناهانش را سنگین کند صلوات اوکه برمن فرستاده است را می آورم تا بوسیله آن کفه حسناتش سنگین شود.

پیامبراکرم(ص) فرمودند: گناه را کوچک مشمار وازگناهان کبیره بپرهیز چون روزقیامت وقتی بنده به گناهش می نگرد از چشمانش چرک و خون بیرون می آید.

کسانی که صفات حمیده و اعمال نیکشان بیشتراز صفات رذیله و اعمال بدشان است در بهشت عالم برزخ زندگی میکنند وروحشان ازآزادی برخوردار بوده و به همه جا سیر می کنند و در عین حال مشغول تزکیه نفس هم می باشند.

       

 

نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 1:3 PM توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin